الشيخ أبو الفتوح الرازي
484
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
كنى ( 1 ) ، يعنى مردمان را طاعت فرمايى ( 2 ) . * ( وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ ) * ، و از ( 3 ) قبايح و فضايح و ناشايست و نابايست نهى و منع كنى ( 4 ) . * ( وَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ) * ، آنگه گفت : آنان كه اين ( 5 ) كنند و آن ( 6 ) كار بندند ، ايشان مفلحان و ظفر يافتگان و فايزان و به نصيب تمام رسيدگان باشند . * ( وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ ) * ، و چنان مباشيد ( 7 ) كه آنان كه ايشان پراگنده شدند و مختلف گشتند پس از آن كه حجّت برايشان متوجّه شد و آيات و دلايل به ايشان آمد . بيشتر مفسران گفتند : مراد جهودان و ترسايانند . و بعضى مفسران گفتند : مراد مبتدعان امّتاند . عبد اللَّه بن شدّاد روايت كند كه : من با ابو امامه بودم - صاحب رسول اللَّه - به در شام يا دمشق بيامد و بر سر آن كشتگان حروريان بايستاد - يعنى خارجيان - و گفت : كلاب النّار ، كلاب النّار ( 8 ) ، سگان دوزخند - دو بار سه بار ( 9 ) . بترين ( 10 ) كشتگاناند كه آسمان سايه برايشان افگند ، و كشتن بهتر ايشان را . آنگه بگريست . من گفتم : يا ابا امامة ! اين كه گفتى از خود گفتى ، يا از پيغامبر در اين باب چيزى شنيده ( 11 ) ؟ گفت : اگر من چنين چيزها به راى خود گويم ، انّى اذا لجرىء ، پس من دلير باشم بر خداى و پيغامبر ، از رسول شنيدم ، نه يك بار و دو بار و سه بار ، تا به هفت ( 12 ) رسيد كه گفت : اين كه من گفتم و تو شنيدى . من گفتم : پس چرا بگريستى ؟ گفت : رحمة لهم ، براى رحمت برايشان ، كه اينان مسلمانان بودند پس مرتد شدند . آنگه اين آيت بر خواند : و * ( وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا ) * - و الايات - الى قوله : * ( أَ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ ) * آنگه ابو امامه گفت : هم الحروريّة ، ايشان خارجياناند .
--> ( 4 - 1 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كنيد . ( 2 ) . مب ، مر : فرماييد . ( 3 ) . مج ، وز ، و آن ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 5 ) . مب ، مر : چنين . ( 6 ) . دب را . ( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق : مباشى / مباشيد . ( 8 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ندارد ، مب ، مر ايشان . ( 9 ) . دب : سه بار گفت ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : دو بار يا سه بار ، كه مقدّم بر لفظ « كلاب النّار » آمده است . ( 10 ) . فق ، مب : بدترين . ( 11 ) . آج ، لب ، فق : شنيده / شنيده اى . ( 12 ) . مب ، مر بار .